السيد الطباطبائي

304

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

رسد داورى هاى اوهام « 1 » . قوّ وَهُم هر چه را تصور كند آن را در مخلوقات اثبات كرده است « 2 » . و از مخلوقات به دست مى آيد دليل « 3 » . و خداوند به وسيل مخلوقات راه اقرار به توحيد را ، به مخلوقات نشان داده است . به وسيله عقل ها تصديق به خدا ، حاصل مىشود . و با اقرار ، ايمان به خدا ، تكميل مىشود . ديانتى نيست مگر پس از شناخت . و شناختى نيست مگر با اخلاص . اخلاصى نيست كه همراه تشبيه باشد « 4 » . و « نفى » ى نيست با اثبات صفات بر خداوند براى تشبيه « 5 » . پس هر آن چه كه در خلق باشد ، در خالقش يافت نمى شود . و هر آن چه كه در مخلوقات ، ممكن است ، دربار خداوند غير ممكن است . حركت و سكون دربار او نيست . و چگونه جارى مىشود بر او چيزى كه خود او آن را اجرا كرده است . يا چگونه ممكن است بر گردد بر او چيزى كه خود او آن را ابداء كرده است در آن صورت ذاتش متغيّر مىشود . و كنهش متجزّى مىشود . و معنايش از ازلى بودن ، ممتنع مى گردد . و نمى ماند براى پديد آورنده غير از پديده بودن .

--> ( 1 ) - حكم و قضىّ وهمى ، گزاره و داورى وهمى ، و مدركات اوهام دربار خداوند ، همگى به مخلوقات بر مى گردد . زيرا خداوند متعال قابل وهم ، نيست . ( 2 ) - و اگر انسان دربار خدا چيزى را در واهم خود تصور كند كه در ميان مخلوقات هم نباشد ، آن موهوم ، مخلوق ذهن او است ؛ پديده اى است كه ذهن او آن را بر پديده ها افزوده است . ( 3 ) - باز با تقدّم « جارو مجرور / منها » راه به دست آوردن دليل براى خدا شناسى و توحيد را ، به انديشه در مخلوقات ، منحصر مىكند . يعنى راه فقط و فقط عبارت است از « من الخلق الى الحق » . ( 4 ) - اعتقادى كه با تشبيه آميزه داشته باشد ، اخلاص نيست . ( 5 ) - پيش تر بيان شد كه مكتب قرآن و اهل بيت ( ع ) دربار خداوند ، تعريف ايجابى نگفته اند و تعريف سلبى آورده اند از قبيل : لم يلد ، لم يولد ، لم يكن له كفواً احد ، ليس كمثله شيئ ، شيئ لا كالاشياء ، و . . . مى فرمايد : اثبات صفت بر خداوند نوعى از تشبيه را لازم گرفته پس بايد با نفى و سلب ، خدا را شناخت .